الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

7

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

اين گونه تعبيرها در گفتگوهاى روزانه نيز كم نيست مثلا مىگوئيم : « رنگ رخساره خبر مىدهد از سر درون » يا مىگوئيم : « چشمان به هم ريخته او مىگويد ديشب به خواب نرفته است » ، از يكى از ادبا و خطباى عرب نقل مىكنند كه در سخنان خود چنين مىگفته است : « سل الارض من شق انهارك و غرس اشجارك و اينع ثمارك فان لم تجبك حوارا اجابتك اعتبارا » : « از اين زمين بپرس چه كسى راه نهرهاى تو را گشوده ؟ و درختانت را غرس كرده و ميوه هايت را رسانيده ؟ اگر زمين با زبان معمولى به تو پاسخ نگويد به زبان حال جواب خواهد گفت » . در قرآن مجيد نيز تعبير سخن گفتن در زمينه زبان حال در بعضى از آيات آمده است ، مانند « فَقالَ لَها وَلِلأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ » ( فصلت - 11 ) : « خداوند به آسمان و زمين فرمود : « با ميل يا از روى اجبار بيائيد و سر بر فرمان نهيد آنها گفتند : ما از روى ميل آمديم و سر بر فرمان نهاديم » . اين بود خلاصه دو نظر معروف در تفسير آيات فوق . ولى تفسير اول داراى اشكالاتى است كه ذيلا بيان مىشود : 1 - در متن آيات سخن از خارج شدن ذرات از پشت فرزندان آدم است نه خود آدم ( * ( مِنْ بَنِي آدَمَ - مِنْ ظُهُورِهِمْ - ذُرِّيَّتَهُمْ ) * ) در حالى كه تفسير اول از خود آدم يا از گل آدم سخن مىگويد . 2 - اگر اين پيمان با خود آگاهى كافى و عقل و شعور گرفته شده چگونه همگان آن را فراموش كرده‌اند و هيچكس آن را به خاطر نمىآورد ؟ در حالى كه فاصله آن نسبت به زمان ما بيش از فاصله اين جهان با جهان ديگر و رستاخيز نيست با اينكه در آيات متعددى از قرآن مىخوانيم كه افراد انسان ( اعم از بهشتيان و دوزخيان ) در قيامت سرگذشتهاى دنيا را فراموش نكرده و به خوبى ياد دارند ،